على محمدى خراسانى

392

شرح منطق مظفر (فارسى)

اين منظور آورديم ) . طريق سوم : اگر مجيب در مراحل مقدّماتى سؤالات سائل كه از دور تر شروع كرده و كم‌كم مىخواهد به مقصود نزديك شود ، نتواند تهاجمى عمل كرده و يا او را مشغول بدارد راه ديگرى پيش‌پاى او است و آن اين‌كه : به مشهوراتى كه در سؤال سائل مطرح است اعتراف كند و از اين بابت نگرانى نداشته باشد چرا كه اگر وضع مجيب ، يك وضعى است كه جزء مشهورات عامّه و مطلقه و حقيقه است ، مبادى مشهورهء مورد اعتراف به ضرر او تمام نمىشود چون‌كه معمولا قضاياى مشهوره نتيجهء مشهوره به بار مىآورند و به ضرر او نيست و تنها اگر مىتواند به آن آخرين سؤال سائل را كه به ضرر او است و وضع او را مىخواهد نقض كند ، اعتراف نكند و آن را انكار نمايد چرا كه اگر از اوّل بحث هر سؤالى را كه سائل نمود مجيب منكر شود و مرتّب سركشى و طغيان نموده و تسليم نشود به وضع خود لطمه زده و مردم او را فردى معاند ، لج‌باز و مشاغب مىخوانند و مورد استهزاء آنان قرار مىگيرد كه اين‌چه بحثى شد ؟ هر چه سائل مطرح مىكند و مىپرسد تنها حربهء شما انكار و امتناع است ، اگر اهل بحث هستيد درست جواب دهيد ، تجزيه و تحليل كنيد تا حقيقت بر ما بينندگان روشن شود ! آرى در آخرين وهله كه مهاجم مىخواهد تير خلاص را بزندن و وضع مجيب را خراب كند ، وى بايد ايستاده و مقاومت كند و با انكار مطلب از وضع خود دفاع كنيد . طريق چهارم : در قدم چهارم اگر هيچ‌يك از راه‌هاى فوق الذكر به حال او سودى نبخشيد و سؤال سائل به‌گونه‌اى بود كه قابل انكار نيست . مثلا از يك قضيّه مشهورهء مطلقه پرسش كرده كه انكار آن خشم عمومى شنوندگان را برمىانگيزد . در اين‌جا بايد مدافع هم خوب توجّه كند كه انكار صريح مطلب چه تبعات و آثار شومى را براى او دارد و اگر انكار كند همه مىگويند : او شخصى بىانصاف و غيرعادل است ! اگر مرد بود و شجاعت اقرار داشت و داراى كرامت نفس بود در اين‌جا اعتراف مىكرد كه خيلى جاها اقرار به خطا و اشتباه بهتر و آسان‌تر است از عذرهاى صدبار بدتر از گناه . . . ! لذا در چنين موردى كه مجيب به صراحت قدرت انكار ندارد به وى توصيه مىشود كه يكى از دو كار را انجام دهد : 1 . علنا و آشكارا در محضر مردم ، اعتراف كند و حقانيّت موضع خصم را بپذيرد كه از اين ناحيه به او ضرر چندانى متوجّه نمىشود ، به جهت اين‌كه ، اين اعتراف اگر هم